در مکتب علی: نکوهش یکی از فرمانداران

سبزواریها.کام ۹ مرداد, ۱۳۹۲ ۰ 173 views

imam-ali-41در این شب‌ها و روزهای مقدس که مزین و متبرک است به نام اولین مظلوم عالم، مولا علی (ع) تصمیم گرفتیم تا بخشی از نامه‌ها، خطبه‌ها و جملات قصار ایشان را به مرور بنویسیم و بخوانیم.

غالب کلی مطالب انتخابی مربوط به سیاست و اخلاق اسلامیست که امام علی (ع) همیشه بر آن تاکید داشته اند.

امیدواریم مسئولان و سیاستمداران ما همچنان که مدعی هستند پیرو این اسطوره ی عبادت و جهاد و اخلاق باشند.

نامه ۴۱ نهج البلاغه : نامه به یکى از فرمانداران که در سال ۳۸ هجرى طبق نقل خوئى یا ۴۰ هجرى به نقل طبرى نوشته شده

۱- علل نکوهش یک کارگزار خیانتکار

پس از یاد خدا و درود همانا من تو را در امانت خود شرکت دادم، و همراز خود گرفتم، و هیچ یک از افراد خاندانم براى یارى و مدد کارى، و امانت دارى، چون تو مورد اعتمادم نبود. آن هنگام که دیدى روزگار بر پسر عمویت سخت گرفته، و دشمن به او هجوم آورده، و امانت مسلمانان تباه گردیده، و امّت اختیار از دست داده، و پراکنده شدند، پیمان خود را با پسر عمویت دگرگون ساختى، و همراه با دیگرانى که از او جدا شدند فاصله گرفتى، تو هماهنگ با دیگران دست از یارى ‏اش کشیدى، و با دیگر خیانت کنندگان خیانت کردى. نه پسر عمویت را یارى کردى، و نه امانت‏ها را رساندى. گویا تو در راه خدا جهاد نکردى و برهان روشنى از پروردگارت ندارى، و گویا براى تجاوز به دنیاى این مردم نیرنگ مى ‏زدى، و هدف تو آن بود که آنها را بفریبى و غنائم و ثروت‏هاى آنان را در اختیار گیرى، پس آنگاه که فرصت خیانت یافتى شتابان حمله‏ور شدى، و با تمام توان اموال بیت المال را که سهم بیوه زنان و یتیمان بود، چونان گرگ گرسنه‏ اى که گوسفند زخمى یا استخوان شکسته‏ اى را مى‏ رباید، به یغما بردى، و آنها را به سوى حجاز با خاطرى آسوده، روانه کردى، بى آن که در این کار احساس گناهى داشته باشى.

۲ -نکوهش از سوء استفاده در بیت المال

دشمنت بى پدر باد، گویا میراث پدر و مادرت را به خانه مى‏برى سبحان اللّه‏
آیا به معاد ایمان ندارى و از حسابرسى دقیق قیامت نمى ‏ترسى اى کسى که در نزد ما از خردمندان بشمار مى ‏آمدى، چگونه نوشیدن و خوردن را بر خود گوارا کردى در حالى که مى‏ دانى حرام مى ‏خورى و حرام مى‏ نوشى .چگونه با اموال یتیمان و مستمندان و مؤمنان و مجاهدان راه خدا، کنیزان مى‏ خرى و با زنان ازدواج مى کنى که خدا این اموال را به آنان وا گذاشته، و این شهرها را به دست ایشان امن فرموده است

۳ -برخورد قاطع با خیانتکار

پس از خدا بترس، و اموال آنان را باز گردان، و اگر چنین نکنى و خدا مرا فرصت دهد تا بر تو دست یابم، تو را کیفر خواهم کرد، که نزد خدا عذر خواه من باشد، و با شمشیرى تو را مى ‏زنم که به هر کس زدم وارد دوزخ گردید. سوگند به خدا اگر حسن و حسین چنان مى ‏کردند که تو انجام دادى، از من روى خوش نمى ‏دیدند و به آرزو نمى‏ رسیدند تا آن که حق را از آنان باز پس ستانم، و باطلى را که به دستم پدید آمده نابود سازم. به پروردگار جهانیان سوگند، اگر آنچه که تو از اموال مسلمانان به نا حق بردى، بر من حلال بود، خشنود نبودم که آن را میراث باز ماندگانم قرار دهم، پس دست نگهدار و اندیشه نما، فکر کن که به پایان زندگى رسیده ‏اى، و در زیر خاک‏ها پنهان شده، و اعمال تو را بر تو عرضه داشتند، آنجا که ستمکار با حسرت فریاد مى‏ زند، و تباه کننده عمر و فرصت‏ها، آرزوى بازگشت دارد امّا «راه فرار و چاره مسدود است». +

فرستادن دیدگاه »