نامه ای به اکلاهما؛ بخش دوم

سبزواریها.کام ۲۷ اردیبهشت, ۱۳۹۳ ۱ 157 views

۱- محمد نادر اخباری، روزنامه‌نگار و پژوهشگر ادبیات و تاریخ، در پاسخ به سؤال ما در مورد دلیل و انگیزه‌ی نوشتن نامه‌ی سرگشاده و مخاطبان نامه چنین اظهار داشتند:

– غروب ۲۹ آوریل برابر با ۹ اردیبهشت سال جاری، مجریان احکام اعدام در یکی از زندان‌های ایالت اوکلاهما، کلیتون لاکت محکوم‌ به مرگ را روی تخت اعدام خواباندند، دست‌ها و پاهایش را به تخت بستند و آمپول حاوی سم کشنده را به وریدش تزریق کردند.
امّا سم به هر دلیلی اثر نکرد و مجریان به تزریق دوّم و سوّم متوسّل شدند.

گفته‌شده این روند ۳۵ تا ۴۵ دقیقه طول کشیده و لاکت طی این مدت از فرط درد و رنج بارها سرخود را بلند کرده، رگ‌هایش درنتیجه‌ی تزریق‌های پیاپی سم، پاره شدند تا سر آخر، آن‌طور که اعلام شد در اثر سکته‌ی قلبی جان داد.

در این روش اعدام از این‌ رو از سم استفاده می‌شود که محکوم‌ به مرگ، آرام و بدون درد و رنج جان دهد.

این خود یک تناقض است که گرفتن جان یک انسان، با مهربانی و شفقت توأم شود.

البته واضح است منظور من این ‌نیست که یک محکوم‌ به مرگ، به‌ هر روی باید کشته شود، چه آرام و چه دردآور.
من به اساس این حکم در کشور مدعی ایالات متحده ایراد دارم و نه به کیفیت آن .
نامه‌ی من هم مطلقاً یک پیشنهاد برای استفاده از گیوتین به‌ جای تزریق سم یا سایر روش‌ها نبوده، کنایه‌ای تلخ بوده به واقعه‌ای تلخ‌تر به‌طور خاص در اوکلاهما و به‌طور عام در سراسر دنیا.
اجمالی بودن نامه هم به همین نکته برمی‌گردد. از طرفی دیگر، جهان امروز حوصله‌ی شنیدن یا خواندن خطابه‌ها و نامه‌های اخلاقی و فلسفی خسته‌کننده و مملو از توصیه‌ها و پند و اندرزهای تکراری – چنانکه سیاستمداران می‌گویند یا می‌نویسند – را ندارد، سیاستمدارانی که خود را دانای مطلق می‌پندارند و برای خود، رسالت هدایت بشر را قائل هستند.
امّا محتوای نامه‌ی من، فقط یک جمله‌ی معترضه‌ی کوتاه در قالب یک پیشنهاد کنایه‌آمیز بود و همان‌طور که در نامه آمده‌، خطاب به شهروندان اوکلاهما نوشته‌شده و به مطبوعات و رسانه‌های بین‌المللی که نماینده‌ی افکار عمومی‌‌اند ارسال‌شده است.

۲- ایشان در مورد پیامدهای این فاجعه‌ی ضد انسانی در ایالات‌متحده آمریکا عنوان داشتند:

– باراک اوباما، تحت‌فشار افکار عمومی‌و رسانه‌ها، در پی این فاجعه دستور بررسی و بازنگری پروتکل‌های صدور و اجرای حکم اعدام در آمریکا را صادر نمود و یکی از مقامات بلندپایه‌ی قضایی را مسئول رسیدگی به موضوع کرد.
امّا من این دستور را تنها برای فرونشاندن انتقادات و اعتراضات رسانه‌ها می‌دانم و به نتیجه‌ی این بررسی چندان خوش‌بین نیستم. چون ماجرا فراتر از خود حکم اعدام است.

اوباما اخیراً در این رابطه گفت : « ما در این کشور، معضلات چشم‌گیری در خصوص جهت‌گیری‌های نژادی مجازات اعدام مشاهده کرده‌ایم.»
و البته که کیلتون لاکت یک سیاه‌پوست بود.

این اعتراف رئیس‌جمهور کشوری است که خود را خط مقدّم مبارزه با نقض حقوق بشر در دنیا می‌خواند. البته حاضر است حقوق بشر را در هر نقطه از جهان و بنا به مصالح سیاسی و اقتصادی خود یا دست‌نشانده‌هایش، با ناقضان حقوق بشر معامله کند.

آمریکایی‌ها همواره از فرمول ساده‌ی ” چشمانت را ببند و سهمت را بگیر “، منتهای استفاده را کرده و می‌کنند. مشکل دیگر احکام اعدام، نه در آمریکا که در سراسر جهان، گرفتن جان محکومی‌است که بی‌گناهیش، پس از اجرای حکم آشکار می‌گردد، و چگونه چنین فاجعه‌ای قابل جبران است؟
شخص اوباما در ادامه گفته: ” فهرستی از اعدام‌شدگان وجود دارد که پس از اجرای حکم مرگ، تبرئه شده‌اند”!

شنیدن این جمله از شخص رئیس‌جمهور ایالات‌متحده، بیشتر به یک طنز تلخ شبیه است تا اقرار به یک واقعیت تاریک.

“نامه ای به اکلاهما؛ بخش دوم”, out of ۵ based on ۱ ratings.

یک دیدگاه »

  1. علی مزینانی ۲۰ مرداد, ۱۳۹۳ at ۸:۲۹ ب٫ظ - پاسخ

    باسلام وعرض ادب
    بیش از پنج میلیون خسارت به تعاون روستایی مزینان و معدوم شدن مقدار قابل توجهی مواد غذایی
    شاهدان کویرمزینان

فرستادن دیدگاه »