غبار »

داستان کوتاه : نور

داستان کوتاه : نور

سبزواریها.کام آبان ۱۴, ۱۳۹۲ ۰

همیشه بعد از شب مهمانی همین­طور بوده. همه رفته­اند و همه چیز به هم ریخته. دیگر به این مهمانی­های دوره­ای عادت کرده بود. هیچ چیز در آن لباس­های شیک، خوراکی­ها و نوشیدنی­های رنگارنگ، هم­صحبتی

بیشتر بخوانید »